خوانندگان عزيز استحضار دارند كه آقاي محمود پيرهادي تواندشتي در فعاليتي جديد، تأليف و تدوين فرهنگنامه استان مركزي را در دست اقدام دارند. چون در اين رابطه بعضي از خوانندگان محترم توضيحاتي مي‌خواستند، بهتر ديديم که با ايشان گفت و‌گويي داشته باشيم، لازم به توضيح است که حرف ((م)) اشاره به هفته‌نامه ميلاد مرکز و حرف ((پ)) نيز اشاره به آقاي محمود پيرهادي تواندشتي دارد.

1- م: لطفاً ابتدا خود را معرفي نموده و سپس شمه‌اي از سوابق كاري خود را اعلام فرماييد.
پ: بنده محمود پيرهادي تواندشتي، متولد ارديبهشت 1343 و ساكن اراك مي‌باشم. چون از كودكي علاقه خاصي به مطالعه و خواندن و نوشتن داشتم و همواره علاقه به رفع مجهولات و كشف معلومات دارم، پس از اتمام تحصيلات (كه در رشته مديريت صنعتي بود) به صورت جدي و تمام‌وقت فعاليت‌هاي فرهنگي خود را دنبال كرده‌ام كه به صورت كلي موضوعات و فعاليت‌هاي فرهنگي اينجانب در چند بعد جاي دارد.
اول، قدرداني و ارج‌گذاري به زحمات ديگران كه در قالب همايش‌ها و تأليفات مختلف اين قدرداني و گراميداشت‌ها صورت گرفته است و ديگري، تحقيق و پژوهش در مسايل و مواردي كه احساس مي‌كردم كسي كاري نكرده يا اينكه كم‌كاري شده است. نهايتاً برآيند اين دو نوع فعاليت در فرهنگنامه استان مركزي خود را نشان داده و اين فعاليت‌ها به شكل كاملاً علمي و فراگير مدون شده كه تقديم مردمان خوب استان مركزي خواهد شد.
2- م: ممكن است به صورت دقيق‌تر و با ذكر جزئيات موارد مورد نظر را توضيح دهيد.
پ: خوب ببينيد هدف من از اين مصاحبه بيشتر معرفي فرهنگنامه بوده نه اينكه بخواهم خود را معرفي كنم. ولي علي‌ايحال عرض مي‌كنم بنده در انجام سلسله همايش‌هاي فرهنگ و زندگي، همايش دوستداران علم و هنر و... اداي ديني داشته‌ام به كساني كه در رابطه با اين مرز و بوم زحمت كشيده‌اند و ديگر در ميان ما نيستند نظير استاد ابراهيم دهگان، استاد محمدعلي مددي و علامه ميرزا حبيب‌الله ذوالفنون و اظهار ارادت و احترام به عزيزاني كه وجودشان در ميان ما موجب خير و بركت است نظير استاد كريمي نورعيني خوشنويس و شاعر هنرمند، جناب سعيد شيري شاعر عزيز، نقاش و طراح برجسته استان جناب آذرپي، پژوهشگر ارجمند جناب محمد مددي، موسيقيدان هنرور جناب استاد اناري، همچنين جوانان و استعدادهاي جديد و.....
در زمينه تأليف و ترجمه نيز مواردي نظير زندگينامه آيت‌ا...سلطان، آفتاب راستين، چهلچراغ هدايت، گاهشماري ايران باستان، فره‌ايزدي و فروهر و...، در مورد مباحث صنعتي نيز ترجمه بنچ ماركينگ و استانداردها و... فعاليت‌هايي داشته‌ام.
3- م: هدف اصلي از تأليف و تدوين اين فرهنگنامه چيست و شما چه اهدافي را در اين رابطه دنبال مي‌كنيد؟
پ: ببينيد به صورت كلي وجود يك فرهنگنامه (صرف‌نظر از موضوع يا نوع كار و بدون هيچگونه سوء تفاهمي) نشان دهنده فرهنگ هر قوم و ملت است. الان همه كشورهاي جهان براي زبان خودشان لغت‌نامه تأليف شده ندارند و كم كشوري است كه لغت‌نامه‌اي مانند لغت‌نامه دهخدا داشته باشد. پس با توجه به اينکه اكثر كشورها هنوز دايره‌المعارف يا لغت‌نامه يا فرهنگ‌نامه ندارند ارزش و وجه تمايز اقوام متمدن و غير متمدن مشخص و معلوم مي‌شود و لذا وجود فرهنگنامه ارزش‌گذاري به يک ملت، قوم و مردم است. پس در اينجا متواضعاً عرض مي‌كنم هدفم در تأليف و تدوين اين فرهنگنامه در وهله اول احترام به فرهنگ و علم و دانش مردم استان مركزي است و به نوعي اداي دين به جامعه‌اي است كه در آن زندگي مي‌كنيم و در مرتبه دوم هدف اين فعاليت جمع‌آوري و تدوين كليه اطلاعات فرهنگي استان مركزي مي‌باشد كه جهت سهولت استفاده محققين، پژوهشگران و عموم علاقه‌مندان عزيز تقديم مي‌شود. و در سومين مرتبه مي‌توان گفت زنده‌كردن نام‌هاي فراموش شده (چه نام اشخاص، چه نام‌هاي ديگر) لذت روحاني بسيار وافري دارد كه هر كس ذره‌اي از اين طعم لذيذ را چشيده باشد هرگز از اين خوان كرم كنار نخواهد رفت.
4- م: لطفاً در مورد فرهنگ‌ها و دايره‌المعارف‌ها و كتاب‌هايي از اين قبيل توضيحي كوتاه بدهيد.
پ: همانطور كه مستحضر هستيد كتاب‌هاي مرجع، كتاب‌هايي هستند كه براي رفع ابهام و رفع نياز به آنها مراجعه مي‌شود چنين كتاب‌هايي بايستي دايره شمول گسترده‌اي داشته باشند و اولين جرقه‌هاي تحقيق را در شخص بوجود آورند و اين گفته به اين معني نيست كه در رابطه با موضوعي همه چيزها را گفته باشد بلكه راجع به همه موضوعات توضيحاتي داده مي‌شود كه راهنما و راهگشاي فرد در مراحل بعد باشد. انواع فرهنگ‌ها يا دايره‌المعارف‌ها ممكن است در لغت‌شناسي کاربرد داشته باشند مانند لغت‌نامه دهخدا يا فرهنگ معين و يا فرهنگ عميد، كه اين‌ها اصطلاحاً لغت‌نامه يا فرهنگ لغت نام گرفته‌اند. ولي اگر يك كتاب مرجع راجع به موضوعاتي (كه اصطلاحاً به آنها اعلام گفته مي‌شود) توضيح بدهد، اين نوع كتاب‌ها دايره‌المعارف يا فرهنگنامه نام مي‌گيرند كه از فرهنگنامه‌ها يا دايره‌المعارف‌هاي مطرح مي‌توان دايره‌المعارف بزرگ اسلامي، دايره المعارف تشيع، دانشنامه جهان اسلام، دايره‌المعارف فارسي مصاحب و دانشنامه ايران و اسلام را نام برد.
5- م: ممکن است موضوع يا محتواي فرهنگنامه استان مركزي را به صورت جزيي‌تر و مشروحاً معرفي نماييد.
پ: دامنه شمول يا محتواي اين فرهنگنامه بدون در نظر گرفتن هيچگونه مورد يا مسئله خاص، كليه مباحث مربوط به استان مركزي را در بر مي‌گيرد كه اين مباحث شامل:
الف- شرح حال اشخاص: نظير هنرمندان، دانشمندان، فقها، بزرگان مذهبي، افراد مشهور، سياسيون، متفكرين، افراد معروف، خاندان‌ها و طوايف و عشاير و... مي‌شود، في‌المثل شرح حال اميركبير، قائم‌مقام و... ذكر مي‌شود و در كنار اين مطالب شرح حال يونيك شهبندريان (يه‌نوك كمانچه‌نواز دوره‌گرد ارمني) نيز عنوان مي‌شود.
ب- در بحث معرفي اماكن نيز بقاع متبركه، مدارس تاريخي، مساجد، مقابر و اماكن و آثاري كه در حال حاضر وجود دارند معرفي مي‌شوند و همچنين آثار و اماكني كه فقط اسمي از آنها مانده و در طي زمان اين آثار از بين رفته‌اند نيز معرفي شده و همچنين نقاط جغرافيايي و اعلام جغرافيايي كاملاً مشخص و معين مي‌شوند.
ج- در بحث معرفي كتب نيز، كليه كتبي كه در رابطه با استان مركزي است معرفي شده و مشخصات آنها از قبيل موضوع، سال چاپ، تعداد صفحات، قطع كتاب، انتشارات و... آورده مي‌شود.
د- لغات و اصطلاحات، كه فکر مي‌کنم نياز به توضيح ندارد. فقط ذكر اين نكته لازم است كه لغات و اصطلاحات در استان مركزي به دليل موقعيت جغرافيايي خاص، از دامنه گسترده‌اي برخوردار است و به دليل همين موقعيت خاص جغرافيايي، در سرتاسر استان مركزي تلفظ‌هاي مختلف و لغات گوناگون ديده مي‌شود.
6- م: آيا تا به حال اين كار يا اين نوع فعاليت در استان مركزي سابقه داشته است؟
پ: خوشبختانه يا متاسفانه اين نوع فعاليت نه تنها در استان مركزي بلكه در هيچ استاني به اين شكل صورت نگرفته، البته به صورت كلي كارهايي شده و يا فعاليت‌هايي در قالب مونوگرافي يا تك موضوعي صورت گرفته مانند: سيماي اراك مرحوم استاد محتاط، كتاب گيلان، افسانه‌هاي كردي،‌ فرهنگ لغات سمناني، مفاخر آذربايجان، فرهنگ لغات لري و... كه اينها يا يك موضوع را در نظر گرفته‌اند و يا يك شهر خاص را در دست تحقيق و پژوهش داشته‌اند. ولي به صورت كلي تأليف و تدوين فرهنگنامه استان مركزي در نوع خود اولين كار بوده و پيشگام در اين امر مي‌باشد كه تا به حال در هيچ استاني خصوصاً استان مركزي از طرف هيچ فرد يا موسسه‌اي انجام نشده است.
7- م: اين كار با اين عظمتي كه شما توصيف مي‌كنيد آيا توسط شما و به تنهايي ممكن است كه انجام بگيرد؟ و يا اينکه شما در اين كار همكاراني نيز داريد؟
پ: بله، البته كاملاً واضح است كه كاري عظيم و گسترده است، منتها با استعانت از درگاه خداوند متعال، طبق فرمايش شيخ عطار:
گر مرد رهي ميان خون بايد رفت

از پـاي فتاده سـرنگون بـايـد رفت

تـو پاي به راه در نه و هيچ مپرس

خود راه بگويدت كه چون بايد رفت

اينجانب قدم در راه گذاشته و همه سختي‌هاي كار را به جان خريده‌ام، ولي در عين حال چون گفته‌‌اند: با توكل زانوي اشتر ببند لذا غير از توكل به خداوند متعال از دوستان و عزيزاني كه تمايل به هرگونه همكاري دارند در اين راه با آغوش باز استقبال نموده تا اين كار به سرانجام برسد، و در جواب فرمايش شما مبني بر همكاران عرض مي‌كنم به صورت رسمي همكار خاصي ندارم ولي دوستاني هستند كه با معرفي و نوشتن مطلب و كمك‌هاي ديگر به بنده قوت قلب داده و حركت در مسير را آسانتر نموده كه در اينجا جا دارد از جناب آقاي سيد ابوالحسن ميرطيبي، دوست عزيزي كه در اكثر مسافرت‌ها همسفر بوده و يكي از مشوقان بنده در اين امر خطير بوده تشكر كنم. ضمناً تا به حال چنانچه دوستي در تهيه موضوعي كمك و ياري نموده پس از انتشار آن موضوع و در پايان مقاله ذكر نامش را ضروري دانسته و در اينجا نيز از ايشان تشكر مي‌كنم.
يک نکته نيز ناگفته نماند، تجربه نشان داده كه متاسفانه در تأليف دايره‌المعارف و فرهنگ‌نويسي، فعاليت‌هاي گروهي در سطح تصميم گيري و مديريت اجرائي نتيجه نداده و در صورت مثبت بودن نتيجه نظير لغت‌نامه دهخدا، فرهنگ معين و دايره‌المعارف فارسي مصاحب، اين نتيجه مثبت در مدت زمان طولاني به دست آمده است. و به صورت موردي و فعاليت يك نفره نيز مي‌توان از دايره المعارف اعلمي نام برد كه توسط شيخ محمد حسين اعلمي مهرجاني اين دايره‌المعارف تأليف شده و انصافاً مؤلف محترم و دانشمند يك تنه كار يك گروه را انجام داده و به سرانجام رسانده است.
8- م: خوب فكر مي‌كنم در اين مرحله نياز است اين فرهنگنامه از نظر چگونگي تأليف و صفحات و تعداد مجلدات نيز معرفي شود. لطفاً در اين مورد نيز توضيح كوتاهي بفرماييد.
پ: در اين فرهنگنامه كليه مقالات كه با عنوان مدخل (محل داخل شدن به مطلب) نوشته مي‌شوند به صورت كلي به سه نوع مدخل يا مقاله تقسيم مي‌شوند.
نوع اول: مدخل يا مطلب كوتاه، كه اينگونه مطالب حداكثر يك چهارم صفحه را به خود اختصاص داده است و از اين نوع مطالب تقريباً 10هزار مدخل جمع‌آوري شده است.
نوع دوم: مدخل يا مطلب متوسط، كه اينگونه مطالب نيز حداقل يك چهارم و حداكثر يك دوم صفحه را اشغال نموده كه از اين نوع مطالب نيز حدود پنج هزار مطلب گردآوري شده است.
نوع سوم: مدخل يا مطلب طولانيتر از متوسط يا مداخل بلند هستند، كه اينگونه مطالب نيز هر كدام حداكثر سه صفحه را به خود اختصاص داده است و از اين مطالب نوع سوم در حدود 1500 مطلب آماده شده است.
البته ناگفته نماند اين تقسيم‌بندي به صورت مطلق نبوده و در صورت لزوم داراي استثنائاتي مي‌باشد، پس بدين ترتيب ما حدوداً شانزده هزار و پانصد مطلب يا مدخل داريم كه اينها تقريباً نه هزار و پانصد تا ده هزار صفحه مي‌شوند و اين موضوعات به صورت كلي در 15 جلد با قطع رحلي يعني تقريباً هر جلد داراي 650 صفحه تهيه مي‌گردند. البته براي رسيدن به پيش‌بيني‌هاي انجام شده حتي نوع حروف مدخل، حروف متن و حروف منابع نيز در نظر گرفته شده، بدين شكل كه حروف مدخل با فونت تيتر 12، حروف متن با فونت لوتوس 12 برجسته، حروف منابع با فونت كامپست 12 برجسته و کليه اعداد و شماره ها نيز با فونت لوتوس 14 برجسته در نظر گرفته شده است.
9- م: اين فرهنگنامه چه خصوصيات و ويژگي‌هايي دارد كه آن را از كتب ديگر متمايز مي‌نمايد؟
پ: اولين خصوصيت و ويژگي اين فرهنگنامه علمي بودن روش تدوين آن است، يعني اين فرهنگنامه طبق اصول علمي و روش‌شناسي و با در نظر گرفتن اساس اين نوع كارها كه همانا الفبايي بودن است تأليف مي‌گردد و دومين ويژگي، استفاده از اسم اشهر است يعني مبناي انتخاب مدخل اصلي مقالات، اسم اشهر (افراد، اماكن، كتب و...) مي‌باشد و بقيه اسامي در مدخل‌هاي ارجاعي بيان مي‌شوند كه خوانندگان محترم و مراجعين عزيز خيلي سريع به مطلب مورد نظر خود مي‌رسند.
از ويژگي‌هاي ديگر آن استفاده از منابع دست اول و ذكر نام منابع جهت استفاده بيشتر مراجعين است و ويژگي ديگر نيز استفاده از اطلاعات افراد هر نقطه جغرافيايي يا افراد و خانواده يك شخص يا نويسنده يك كتاب است كه در صورت عدم دسترسي به منابع دست اول، به منابع بعدي مراجعه مي‌شود. اينها که عرض کردم ويژگي‌هاي اصلي به حساب مي‌آيند و البته ويژگي‌ها يا خصوصيات فراواني مي‌توان به اين فهرست اضافه كرد.
10- م: در تأليف و تدوين موضوعات يا مقالات چه اصول و ضوابطي را در نظر گرفته‌ايد؟
پ: خوب هر كاري اصول و ضوابط خاص خودش را دارد و هيچ كاري بدون اصول و ضوابط انجام نمي‌شود، حتي كارها و اموري كه اصطلاحاً تصادفي ناميده مي‌شوند که البته ما چون از اصول و ضوابط خاص آن اطلاع نداريم فکر مي‌کنيم تصادفاً اتفاق افتاده است، در تأليف اين فرهنگنامه هم اصولي به شرح ذيل مد نظر قرار گرفته شده است:
الف- استقلال كامل مقالات و مطالب از عقيده شخصي مولف، بدين شكل كه ممكن است بنده راجع به موضوعي نظر منفي داشته باشم ولي در فرهنگنامه آورده مي‌شود و در موردش نيز مطلبي نوشته مي‌شود و در كنار آن ممكن است بنده راجع به موضوعي ديگر نظر كاملاً مثبت داشته باشم كه در اين حالت نيز در فرهنگنامه آورده مي‌شود و در موردش نيز مطلب مربوطه نوشته مي‌شود.
ب- زبان مورد استفاده در نوشتن مطالب فرهنگنامه، در اين مورد نيز زبان مورد استفاده فرهنگنامه زبان نوشتاري متوسط است يعني از كلمات اصطلاحاً قلمبه و سلمبه استفاده نشده و البته در به كار بردن زبان نوشتاري هم خيلي سطح پايين عمل نكرده‌ كه دچار ابتذال نثر شده و لذا حد وسط را انتخاب نموده تا اكثريت خوانندگان بتوانند به راحتي از مطالب آن استفاده كنند.
ج- از مطالب فوق‌العاده طولاني بيشتر از سه صفحه حتي‌المقدور استفاده نكرده‌ و در حد امکان مطالب طولاني به مقالات فرعي يا مدخل‌هاي فرعي تقسيم شده كه خواننده در حال خواندن انتهاي مطلب، ابتداي مطلب را فراموش نكند.
د- در ابتداي فرهنگنامه نيز دو فهرست تهيه شده كه يكي اختصارات را براي خواننده عنوان مي‌كند و ديگري راهنماي تلفظ حروف و نمونه اين تلفظ‌ها را نشان داده است.
11- م: با توجه به اينكه فرموديد تلفظ و راهنماي تلفظ، من به ذهنم آمد در مورد رسم‌الخط و نحوه تلفظ حروف سوال كنم كه ببينم تلفظ كلمات را چگونه مي‌توان به صورت صحيح نشان داد؟
پ: ببينيد، در كتاب‌هاي مرجع تلفظ حروف و رسم‌الخط كلمات در كليه مراحل بايستي كاملاً مشخص و يكنواخت باشد تا مراجعه كننده تكليف خود را بداند. فرضاً نمي‌شود يك جا كلمه داوود را با دو ((واو)) و در جاي ديگر با يك ((واو)) ثبت و ضبط كرد، بلكه بايستي همواره يك حالت انتخاب شود و همان هم اجرا شود كه در تمامي متن فرهنگنامه استان مرکزي تلفظ كلمات، مطابق با راهنماي ابتداي فرهنگنامه كاملاً رعايت مي‌شود و در رسم‌الخط نيز از كتاب فرهنگ املايي، منتشر شده توسط بنگاه ترجمه و نشر كتاب استفاده شده است تا در مورد رسم‌الخط، نيز يكنواخت بودن مطلب رعايت شود. به طور مثال در اين رسم‌الخط كلماتي نظير اسماعيل و زكات و... مورد قبول است نه كلمات اسمعيل، زكوه و.... همچنين در نقطه‌گذاري (كه مهمترين نقش را در تعيين جمله‌ها و شبه‌جمله‌ها و... دارد) از قواعد نقطه‌گذاري دايره‌المعارف فارسي مصاحب استفاده شده كه در اين مورد كاملاً به صورت گسترده و وسيع بحث كرده و حق موضوع را ادا نموده است.
12- م: در طي گفت‌و‌گو اسامي فرهنگ‌ها و دايره‌المعارف‌هاي گوناگون ذكر شد. آيا در فرهنگنامه استان مركزي از اين منابع استفاده شده يا به صورت بهتر سوال كنيم، آيا منابع و مآخذ خاصي مورد استفاده شما بوده است؟
پ: بله، عرض كنم در درجه اول به صورت كلي فرهنگ و موضوعات فرهنگي جاري و موجود در استان مركزي، منبع اصلي و  مأخذ مورد استفاده است، اعم از اماكن و اشخاص و آثار باستاني و.... در درجه دوم كليه كتبي كه به نوعي به استان مركزي ارتباطي پيدا مي‌كنند، اعم از اينكه نويسندگان آنها اهل استان باشند يا اهل استان نباشند و در درجه سوم فرهنگ‌ها و دايره‌المعارف‌هاي منتشر شده نظير لغت‌نامه دهخدا، فرهنگ معين، دايره‌المعارف فارسي مصاحب و.... در مرتبه چهارم از نشرياتي نظير هفته‌نامه‌ها و ماهنامه‌ها و... استفاده مي‌شود كه اين چهار نوع  مأخذ، منابع اصلي هستند ولي در كنار اينها از هر گونه اطلاعاتي كه نكته‌اي عنوان كنند استفاده مي‌شود نظير كاتالوگ‌ها، بروشورها، يادداشت‌هاي شخصي، اسناد و مدارك خطي و... كه مجموع اينها همگي به صورت كلي تحت نام فرهنگنامه استان مركزي تدوين مي‌گردد و سپس تقديم مردم عزيز و مهربان استان مركزي مي‌شود.