وي فرزند ميرزا روح ‌الله از سادات عالي درجات قائم مقامي است که در سال ‌1182 هجري قمري برابر با سال 1149 هجري شمسي متولد گرديد، اين سلسله سادات از طريق حضرت سلطان سيد احمد (ع) به حضرت سيد الساجدين امام زين العابدين (ع) نسب مي‌رسانند.

ميرزا محمد مهدي تحصيلات مقدماتي را در فراهان و بروجرد به پايان رساند و با مايه‌اي تقريباً كافي از ادبيات و زبان‌ عربي ‌(زبان علمي‌آن‌دوره) به تهران رفت، در معاشرت و ارتباط با افراد برجسته و اديبي مانند:‌ فتحعلي‌خان‌ ملك‌الشعرا (متوفي 1228 قمري) ميرزا صادق وقايع‌نگار (متوفي 1256 قمري) ميرزا عبدالوهاب‌ معتمد‌ الدوله‌ (متوفي 1244 قمري)، فاضل خان گروسي (متوفي 1259 قمري) و مهمتر از همه وي با فعاليت زير نظر ميرزا‌ بزرگ قائم مقام به تكميل معلومات خود اقدام نمود.
او در سال 1219 هجري قمري برابر با 1184 هجري شمسي با دختر ميرزا بزرگ قائم‌ مقام ازدواج ‌نمود و بدين صورت ميرزا محمد مهدي، ضمن پسر عمو بودن داماد ميرزا بزرگ هم ‌شد. پس از اين ازدواج نزديكي ميرزا محمد مهدي با خاندان قائم مقام بيشتر گرديد، وي سپس همراه ميرزا بزرگ به تبريز رفت تا در خدمت عباس ميرزا نايب السلطنه انجام وظيفه نمايد، بعد از مدتي يعني در سال 1226 هجري قمري برابر با 1191 هجري شمسي ميرزا بزرگ او را براي وكالت در امور عباس ميرزا به تهران فرستاد و فتحعلي خان ملك‌الشعرا وظيفه يافت تا ميرزا محمد مهدي را به حضور فتحعلي‌شاه معرفي كند که رسماً از تاريخ 1227 هجري قمري برابر با 1192‌ هجري‌ شمسي وكالت امور نايب السلطنه عباس ميرزا به ميرزا محمد مهدي ملك‌ الكُتاب محول شود.
بعد از فوت عباس ميرزا، همرازي و همدلي ميرزا ابوالقاسم قائم مقام با ميرزا محمد مهدي موجب شد كه محمد ميرزا به نام محمد شاه قاجار در سال 1250 هجري قمري برابر با 1214 هجري شمسي به سلطنت برسد و بدين شكل ميرزا ابوالقاسم قائم مقام هم به صدارت رسيد و آقا ميرزا ‌محمد مهدي نيز در كمال آسودگي به زندگي ادامه داد تا اينكه قائم مقام ثاني به دستور محمد ‌شاه به قتل رسيد و ملك‌الكُتاب به زندان افتاد و منزلش نيز غارت شد.
ميرزا محمد مهدي پس از چندي با فرار از زندان، پياده به قم رفت و در حرم‌ حضرت معصومه‌(ع) تحصن كرد، خانواده وي نيز به منزل ميرمحمد مهدي اصفهاني امام‌جمعه پناهنده شدند. پس از فوت محمد شاه، نايب السلطنه يعني ناصرالدين شاه به تخت نشست و امير‌كبير به عنوان صدراعظم انتخاب شد. وي در اولين فرصت ملك‌ الكُتاب را از قم به تهران دعوت كرد و اموال و املاك تهران و شميران او را از دشمنان گرفت و به او برگرداند.
ولي متاسفانه وضع به همين منوال باقي نماند و در سال 1268 هجري قمري برابر با 1231 هجري شمسي پس از قتل امير‌كبير منزل و اموال وي باز هم غارت شد و وي بعد از اين تاريخ به وطن خود يعني روستاي آهنگران رفت و سرانجام در ذي‌‌الحجه 1270 هجري قمري برابر با شهريور سال 1233 هجري شمسي در سن 88 سالگي درگذشت و پيكر وي را به شهر قم برده تا در گورستان شيخان قم به خاك بسپارند و لقب ملك‌ الكُتابي او به فرزندش ميرزا محمد حسين رسيد.
ميرزا محمد مهدي ملك‌ الكُتاب يا عشرت فراهاني، خوشنويس و شاعر و اديبي ممتاز بود و در خوشنويسي به درجه‌اي از كمال ‌رسيده بود كه انواع خطوط را استادانه مي‌نوشت. او در خوشنويسي خصوصاً شكسته نويسي از شيوه‌ درويش عبدالمجيد طالقاني پيروي مي‌كرد و بنا به گواهي فاضل خان گروسي، از نظر قوت قلم و مداومت نوشتن به مرحله اي رسيده بود که هزار بيت را در هفت ساعت به طور مداوم مي‌نوشت و نه سطري را سياه مي‌کرد و نه صفحه‌اي را كثيف و خط خورده مي‌نمود و در ضمن همه هزار بيت به صورت خوشنويسي با جزالت و استحكام همراه بوده است.
وي ضمناً در سرودن شعر دستي توانا داشته كه جهت نمونه ابياتي از وي نقل مي‌شود.

در ميان من و معشوق نهان رازي هست

كـه نيازي ز من و گاه از او نازي هست

بال بشكسته و پر بسته و دل خسته و باز

در گماني كـه مرا قـوت پروازي هست