سوم دي‌ماه 1386 هجري شمسي، شصتمين سالگرد درگذشت علامه معظم، استاد بزرگوار، دانشمند گرامي، ميرزا حبيب‌الله ذوالفنون اراکي، رياضيدان، اديب، شاعر، مفسر قرآن و منجم مشهور استان مرکزي مي‌باشد، شخصي كه در ديار علم و دانش و نزد دانشمندان ايران و جهان شهرت و معروفيت فراوان دارد ولي در ديار و وطن خود غريب و گمنام است.

در اين روزها كه مصادف با شصتمين سالگرد درگذشت اين دانشمند عاليقدر و استاد بزرگ است شمه‌اي از احوال و آثار و افكار او به پاسداشت مقام علم و دانش و همچنين جهت آشنايي مختصر خوانندگان با مقام و پايگاه اين بزرگمرد سرزمين علم و دانش ارائه مي‌گردد.
علامه ذوالفنون در سال 1249 هجري شمسي برابر با سال 1287 هجري قمري مطابق با سال 1871 ميلادي در يكي از توابع اراك كه در حال حاضر دهستان معصوميه ناميده مي‌شود قدم به عرصه‌ي وجود گذاشت. پدرش مرحوم محمد جعفر، يكي از كاركنان دستگاه حکومت فيروز ميرزا فرمانفرما بود كه در سال 1260 هجري شمسي دار فاني را وداع گفت و فرزند عزيز خود را در اين جهان پر نشيب و فراز تنها گذاشت. نوجوان 11 ساله، غم بي‌ پدري را با استعانت از خداوند متعال، عقل سليم و روحيه‌ي قوي خود تحمل نمود. او با عشق و علاقه‌ي فراوان به تحصيل روي آورد، چون پشتكار و انگيزه‌ وافري در فراگيري علوم داشت فقط به علم‌آموزي از معلمان اکتفا نکرد و خود نيز با سعي و کوشش بسيار، پله‌هاي كسب دانش و درك علوم را يك به يك طي كرد تا اينكه اين نهنگ اقيانوس علم و دانش، رودها و بحرهاي محيط خود را كوچك ديد و در نتيجه به سال 1303 هجري قمري برابر با 1265 هجري شمسي پاي پياده، با سري پرشور و دلي‌عاشق، براي ادامه تحصيل به شهر مقدس نجف اشرف كه يكي از مراكز بزرگ علمي آن دوره بود مهاجرت كرد و طي 10 سال سكونت در اين شهر، محضر اكثر علما و فضلاي آن دوره را درك نمود و در نهايت با دلي که باز هم از کسب معلومات و درک دانش سيراب نشده و هنوز عطشان از علم بود در سال 1313 هجري قمري برابر با 1274 هجري شمسي نجف اشرف را ترك نمود و با كوله‌باري از علم و دانش به شهر بوشهر هجرت نمود.
شهر بوشهر در آن سال‌‌ها به دليل وجود كمپاني‌هاي بزرگ خارجي و رفت و آمد اروپائي‌ها، يكي از شهرهايي بود كه در آن موقع نسبت به بقيه شهرها از تكنولوژي و علوم جديد بيشتر بهره‌مند بود. استاد علامه پس از چهار سال اقامت در بوشهر با علوم روز و كشفيات جديد نيز آشنا گرديد (براي اطلاع بيشتر به کتاب بوشهر شهر آفتاب ودريا تأليف دکتر سيد احمد کازروني که توسط انتشارات ليان در سال 1384 هجري شمسي منتشر شده مراجعه شود) و نهايتاً اين يگانه‌ي دهر و علامه‌ي عصر در سال 1317 هجري قمري برابر با 1278 هجري شمسي از طريق شيراز و اصفهان به تهران عزيمت نمود.
پس از رسيدن به تهران، علامه‌ي معظم، باب آشنايي با محافل علمي و دانشمندان، علما و ادباي تهران را باز نمود و خوشبختانه دانشمندان و علماي مذكور نيز از همان برخوردهاي اوليه به معلومات و دايره اطلاعات و علم و دانش علامه‌ي بزرگوار پي بردند و همچون پروانه دور شمع وجودش حلقه زده و از خرمن علم دانشمند جوان خوشه‌چيني نمودند. در اين زمان چون شاگردان علوم مختلف به استاد علامه رجوع مي‌كردند و علامه‌ي معظم نيز مانند درياي مواج در تمامي پهنه‌هاي علم و دانش به شاگردان فيض مي‌رساند، لذا بالحق و الانصاف وي به لقب ذوالفنون مشهور و معروف گرديد.
علامه معظم پس از اينکه فعاليت هاي علمي خودرا سروسامان داد و پس از ثبات نسبي اين فعاليت ها، در سال 1320 هجري قمري ازدواج نمود كه حاصل اين ازدواج دو پسر و دو دختر بود، يكي از پسران وي در ادارات اوقاف بروجرد، قم و تهران مشغول به كار بود و پسر دوم نيز به عنوان افسر نيروي هوايي ارتش انجام وظيفه مي‌كرد‌‌ و ‌‌همچنين‌خانواده پدري‌ اين اديب دانشمند در اراك (روستاي‌عمرو‌آباد) زندگي مي‌كردند و برادرش به نام اسد‌الله‌خان در همين روستا به ديدار حق شتافت.
در اينجا شايد لازم باشد از اساتيد ايشان نيز ذكری شود هر چند كه اين اختر‌شناس و ‌رياضي‌دان بزرگ در بعضي از دروس استادي نداشته‌ و اين دروس را فقط با‌ هوش‌ و استعداد ذاتی خود ياد گرفته است ولي از نظر اخلاقي صحيح نيست از اساتيد وي در ديگر رشته‌هاي علم يادی نشود، علامه معظم پس از مسافرت به شهر نجف به صورت رسمي تحصيل‌خود را‌ شروع كرد و از محضر اساتيد بزرگي نظير ميرزا حبيب‌ الله‌ رشتي (متوفي 1312 قمري)، حاج ميرزا فاضل شربيانی (متوفي 1322 قمري)، حاج ميرزا حسين خليلي (متوفي 1326 قمري)، سيد مرتضي‌ كشميري (متوفي 1350 قمري) استفاده برد و همچنين مجلس درس بزرگاني مانند ‌: ميرزا جهانگير خان قشقائي (متوفي 1336 قمري) و آخوند ملا فتحعلي ‌سلطان‌آبادي (متوفي 1318 قمري) را نيز درك نمود ضمناً از طرف حضرات آيات عظام حاج شيخ عبدالكريم ‌حائري يزدی (حضرت ‌آيت الله ‌مؤسس) و آقا سيد ابوالحسن ‌اصفهاني ‌‌(‌از ‌مراجع ‌بزرگ‌ تقليد) نيز به درجه اجتهاد در علوم ديني نائل‌آمده بود.
علامه دانشمند و مجتهد اختر شناس در حكمت و فلسفه ‌الهي ، فقه ، اصول‌ ، تفسير ، رياضيات (جبر و هندسه) و نجوم (اختر شناسی ‌و ‌اسطرلاب) و خصوصاً استخراج تقويم تخصص و تبحر فراوان داشت و تفنناً به دو زبان عربي و فارسي نيز اشعار و ابياتي سروده است و همچنين از اين استاد دانشمند اثري در زمينه تفسير قرآن به فارسي منتشر شده ، مكاشفات و محاسبات وي در زمينه نجوم و اختر شناسي با عنوان محاسبه زاويه فاصله انحطاط آفتاب در طلوع فجر (كه بنياد محاسبه طلوع و غروب آفتاب و اوقات‌ شرعي روزانه است) با سطح افق در سالنامه پارس سال 1310 هجري شمسي انتشار يافت و بدين صورت اختلاف ارصاد ابوريحان بيروني (وي اين زاويه را 17 درجه محاسبه مي‌كرد ‌) و ديگر اختر شناسان و دانشمندان علم نجوم (اين زاويه را 18 درجه محاسبه مي‌كردند) كاملاً واضح گرديد و اين اختلاف نزد علماي فن مرتفع گرديد. از ديگر مكاشفات وي در زمينه رياضيات بنا به مندرجات سالنامه پارس سال 1317 هجري شمسي ، مسئله تناسبات مكعبات بوده كه اين دانشمند و رياضيدان بر جسته پس از حل اين مسائل مورد تقدير و تشكر رياضيدانان غرب و شرق واقع گرديد.
استاد علامه ميرزا حبيب‌الله ‌ذوالفنون ‌اراكي در طي زندگاني خود همواره غرق در مطالعه و تكميل معلومات خود بود و ضمن تدريس از تحصيل علم نيز لحظه‌اي غافل نبود و با اينكه سالياني را در فقر و تنگدستي به سر برده بود ولي هيچ توجهي به مال‌ و ثروت‌ ديگران نداشت ، در صورتي كه براي علم و دانش و دانشمندان ارزش فوق العاده‌اي قائل بود. از ديگر برجستگي هاي وي هوش ‌و ‌ذكاوت و حضورالذهن بودن اين نابغه دوران مي‌باشد که تا آخر عمر اين برجستگي و صفت مثبت را حفظ كرده بود به طوري كه در کتب گوناگون نقل شده و گفته اند ، اين استاد علامه در محاسبات رياضي بدون مراجعه به كتب مربوطه مقدار عددي قوس مقاطع مختلفه را تا چندين رقم اعشار عنوان مي‌كرد و در ارجاع به كتاب هاي مورد نياز، صفحه و سطر مطالب مورد نظر را مطرح مي‌كرد كه دوستان و شاگردان وي پس از مراجعه در منابع، به صحت ارجاع ايشان يقين پيدا مي‌كردند.
دانشمند مكرم و ذوالفنون ‌عصر علاقه شديدي به مطالعه و کسب علم داشت لذا كتابخانه‌اي كه داراي كتب مورد استفاده در زمينه‌هاي گوناگون علمي باشد براي خود تهيه كرده بود، علامه نابغه همانطور كه قبلاً ذكر شد علاوه بر هوش ‌و حافظه سرشار، در كسب معلومات از اساتيد نيز دقيق بود و به همين علت در اكثر علوم روز به درجه استادي رسيده و در اين علوم صاحب نظر بود و به همين دليل به لقب ذوالفنون معروف ‌و مشهور شده است که ‌با توجه به اين لقب و صفات و مطالب فوق الذكر طالبان علوم گوناگون جهت استفاده از اين درياي مواج به محضرش مي‌شتافتند كه از تعداد بي شمار شاگردان وي مي‌توان به اسامي گوناگوني مانند : شيخ محمد سماوي، سيد محمد كيشوان، شيخ مهدي نوايه، شيخ اسماعيل تهراني، شيخ احمد گيلاني، شيخ ابوالحسن شعراني، ميرزا ابوالمجد محمد‌رضا‌ اصفها‌ني، سيد حسن فريد هزاوه‌اي، شيخ صدرا بادكوبه‌اي، مهندس عبدالرزاق بغايري اصفهاني، و ميرزا‌ اسدالله خانپور اشاره كرد (شخص اخيرالذكر افتخار دامادي علامه معظم را نيز داشت ‌و شيخ احمد گيلاني نيز كتابي به نام تذكره الحكما تأليف كرده كه شرح حال علامه مكرم به صورت مفصل در آن آمده است) با توجه به پسوند اسامي شاگردان، مشاهده مي‌گردد كه آوازه شهرت اين علامه بزرگ و نابغه دوران در تمامي شرق ‌و ‌غرب عالم دانش پيچيده است.
علامه ميرزا حبيب الله ذوالفنون اراكي با افرادي دانشمند و بزرگوار همچون شيخ آقا بزرگ‌تهراني، ميرزا غلامحسين ‌رهنماي شيرازي، استاد عبدالعظيم قريب گرکاني، ميرزا‌ عبدالحسين فاضل توني و استاد اقبال ‌آشتياني دوستي و مودت داشت ‌و همراه با ديگر اساتيد در مراكز علمي مانند دارالمعلمين مركزي، تدريس مثلثات را بر عهده داشت و در مدرسه ‌عالي سپهسالار علم نجوم ‌و ‌اخترشناسي را تدريس مي‌كرد ‌و در دانشسراي عالي ‌و دانشكده الهيات دانشگاه تهران نيز دانشجوياني را تربيت نمود كه بسياري از آنها بعداً ‌به جايگاه رفيعي از علم و دانش رسيدند.
استاد معظم و علامه‌ي مكرم در همه احوال ضمن تعليم و تعلم شاگردان از علم‌آموزي باز نماند تا اينكه در سحرگاه روز پنج‌شنبه، سوم دي‌ماه 1326 هجري شمسي برابر با يازدهم صفر 1367 هجري قمري مطابق با 25 دسامبر 1947 ميلادي دار‌فاني را وداع نمود ‌و روح بزرگش اين جهان خاكي را به خاكيان سپرد و به افلاك پرواز كرد. جسم و پيكر رنج كشيده در راه كشف مجهولات استاد بزرگوار را دوستان و شاگردانش در جوار امامزاده عبدالله شهر ري در مقبره خانوادگي نظام‌الدوله مافي به خاك تيره سپردند. روانش شاد.
در اين مقاله كلياتي از زندگي علامه معظم و استاد مكرم ميرزا حبيب الله ذوالفنون اراكي، رياضيدان، اخترشناس، مفسر قرآن، اديب شاعر و انديشمند بزرگ استان مرکزي ارائه گرديد، در پايان توضيح كوتاهي در مورد تاريخ تولد اين عالم يگانه و دانشمند فرزانه نياز است که به شرح ذيل تقديم مي‌گردد.
به طور قطع مشخص است اين استاد بزرگوار در سحرگاه پنج شنبه سوم دي ماه سال 1326 هجري شمسي برابر با يازدهم صفر 1367 هجري قمري مطابق با 25 دسامبر 1947 ميلادي دار فاني را وداع نموده و از طرف ديگر نيز مشهور است كه عمر شريفش هشتاد سال قمري بوده، در نتيجه كاملاً واضح است كه سال تولد وي دقيقاً سال 1287هجري قمري برابر با 1249هجري شمسي است و لذا بقيه تواريخ اعلام شده نظير سال 1281 هجري قمري و يا سال 1278 هجري قمري غير دقيق و اشتباه مي‌باشد.
منابع:
1 - سالنامه پارس، سال 1310- به كوشش محمد امير جاهد
2 - كارنامه يا دو بخش ديگر از تاريخ اراك - تأليف استاد ابراهيم دهگان
3 - سيماي اراك- جلد چهارم- تأليف استاد محمدرضا محتاط
4 - تقويم تطبيقي يكصد و چهل و يكساله- تنظيم كننده حسام سرلتي
5 - تحقيق سركار خانم گودرزي از منابع اينترنتي