بـرفتم بـا حـكيمـان و نخوانـدم

بجز بـحث و جدل حرفي فراتر

حـقيـقـت در دل عـشاق جـستم

در آنـجـا عـالمي ديـدم مـنور

حديث عشق را در دل توان خواند

نه درمكتب توان خواند ونه دفتر

دانشمند فرزانه استاد دكتر محمود صناعي شاعر، مترجم، روانشناس و نظريه‌پرداز مباحث تربيتي و روانشناسي در سال 1297 هجري شمسي برابر با سال 1918 ميلادي و مطابق با سال 1336 هجري قمري در اراك پا به عرصه حيات نهاد و پس از طي مراحل كودكي، به دليل هوش بي‌حد و حافظه فراوان، دوره‌هاي آموزش و تحصيل را خيلي سريع به پايان برد و براي تحصيلات تكميلي به تهران رفت تا در تنها دبيرستان مدرن آن زمان يعني دبيرستان البرز (كه با روش آمريكائيان اداره مي‌شد) به تحصيلات خود ادامه دهد.
بعد از اتمام دروس دبيرستان و پايان دوره تحصيلات دبيرستاني به دليل كارنامه‌ي درخشان و همچنين علاقه‌ي فراوان او به علم و دانش، مسوولين دبيرستان البرز تصميم گرفتند تا وي (در سن 18 سالگي) به عنوان مدرس و معلم ادبيات فارسي همان دبيرستان شروع به تدريس نمايد و او نيز ضمن تدريس، به تحصيل خود ادامه داد تا اينكه توانست در رشته‌هاي فلسفه و علوم تربيتي، زبان و ادبيات فارسي، زبان انگليسي و حقوق از دانشگاه تهران فارغ‌التحصيل شود و درجه علمي ليسانس را در اين رشته ها دريافت نمايد.
چون محمود جوان در آموزشگاه البرز با زبان انگليسي ارتباط داشت و در اثر تمرين و ممارست در اين زبان تسلط و تبحر كافي پيدا كرده بود، لذا اين امر از يك طرف و از طرف ديگر خصوصيات فردي او نظير پشتكار و هوش وافر موجب شد تا وي درسال 1334 هجري شمسي راهي كشور انگلستان شود و در دانشگاه لندن تحصيلات خود را ادامه دهد.
در لندن نيز اين نابغه‌ي اراكي توانست ابتدا در رشته‌هاي علوم تربيتي و حقوق، تحصيلات فوق‌ليسانس و دكترا را به پايان برساند، سپس به صورت تخصصي به علم روانكاوي (پسيك‌آناليز) روي آورد تا در اين رشته نيز مدرك دكترا گرفت و با توجه به عملكرد فوق‌العاده‌ي او، مؤسسه بين‌المللي روانكاوي انگلستان (I.I.P.B) از وي دعوت كرد تا به عنوان متخصص درمان بيماري‌هاي روحي با اين مؤسسه كه مقبوليت جهاني داشت همكاري نمايد.
اين دانشمند و روانشناس اراكي پس از دست يابي به اين موفقيت بزرگ (تا به حال تنها فرد ايراني است كه به اين موفقيت دست يافته) تلاش خود را بيشتر کرد و در كنار موفقيت ها، مقاله‌هاي علمي و تخصصي فراوان تأليف و تصنيف نمود که مقاله هاي وي در مطبوعات مربوطه به چاپ ‌رسيد و در كنگره‌هاي متعدد از جمله كنگره‌ي بين‌المللي 1948 ادينبورگ، كنگره بين‌المللي 1951 استكهلم و كنگره‌ي بين‌المللي 1952 استراسبورگ شركت كرد و در تمامي آنها به دليل ارائه‌ي نظرات و تئوري‌هاي جديد مورد تشويق و تقدير بسيار دانشمندان و علماي متخصص قرار گرفت.
استاد دكتر محمود صناعي اراكي در سال 1332 هجري شمسي به عنوان وابسته‌ي فرهنگي ايران در كشور انگلستان انتخاب شد كه او نيز به صورت افتخاري اين سمت را پذيرفت و با تشكيل همايش و جلسات مختلف موجب گرديد تا فرهنگ غني ايران به ديگران معرفي شود و به نوعي ايرانيان مقيم آن ديار را براي حفظ سنن و آداب و رسوم خودشان تشويق مي‌نمود. دكتر صناعي در انگلستان به عنوان روانكاو و دانشمندي برجسته مشهور و معروف بود، لذا توانست به دانشجويان و ايرانيان مقيم انگلستان كمك‌ها و راهنمايي‌هاي فراوان ارائه دهد كه اين نوع كمك و راهنمايي چون با رفتار انساني و دلسوزانه وي همراه بود تأثير زيادي در روابط ايرانيان خارج از كشور داشت.
استاد دانشمند در سال 1334 هجري شمسي به وطن بازگشت و پس از ورود به استادي دانشگاه تهران انتخاب شد، ولي اين استاد فرزانه فقط به تدريس در دانشگاه بسنده نكرد و در ضمن تدريس، رياست دانشسراي تهران، مديريت آزمون ‌شناسي و معاونت وزارت آموزش و پرورش را بر عهده داشت و در اين دوره بود كه مؤسسه روانشناسي دانشگاه تهران را بنياد نهاد و چون علاوه بر رشته‌هاي تخصصي دانشگاهي با زبان و ادبيات فارسي، تاريخ ايران باستان، تاريخ اسلام،‌ چندين زبان خارجي و همچنين شعر و شاعري آشنايي داشت، مقالات و اشعار متعدد و مختلف در زمينه‌هاي مذكور در مجلاتي نظير يغما، مهر، سخن، ايران‌نامه و... به چاپ مي‌رساند.
استاد فرزانه و دانشمند گرانمايه، دكتر محمود صناعي با وجود اينكه خودش در دانشگاه اشتغال داشت ولي از انتقاد و نقد و بررسي اعمال دانشگاهيان و امور مربوط به دانشگاه و مسايل فرهنگي كوتاهي نمي‌كرد كه اين مسئله به مذاق مسوولين دولتي خوش نيامد و لذا كارشكني و تحريك مخالفان و اذيت و آزار براي اين دلسوز فرهنگ ايران شروع شد و نهايتاً موجب شد كه استاد از اشتغال در دانشگاه كناره‌گيري نمايد و در اين بين آنا، دختر زيگموند فرويد روانشناس معروف، مؤسسه فرويد را بنياد نهاد و از دكتر صناعي دعوت نمود تا به عنوان مشاور اين مؤسسه را ياري دهد. لذا مجدداً او در سال 1348 هجري شمسي به خارج از كشور مهاجرت نمود و در آنجا با مؤسسات فرهنگي- علمي نظير دانشگاه كمبريج و مؤسسات مرتبط با مسايل و علوم روحي- رواني اروپا و آمريكا نهايت همكاري را داشت تا اينكه در 21 شهريور 1364 هجري شمسي بعد از يك دوره بيماري در شهر لندن در گذشت و در همان شهر نيز آرميد.
استاد دانشمند روانشناس متخصص به دليل تسلط وافر به زبان و ادبيات فارسي غير از مقالات و نوشته‌هاي نثر گاهي تفنناً شعر هم مي‌گفت و اشعارش را با اسامي مستعار فرود هونر و بهروز برفيني در مجلات يغما، سخن و مهر به چاپ مي‌رساند.
شعر ابتداي اين مقاله يكي از اشعار زيباي وي است و شعري ديگر نيز براي نمونه ذكر مي‌شود:

بـده اي ساقـي عيسـي دم امشـب

مـرا يك جـرعه از پيمانه عشق

بخوان اي دايه تا خواب خوش آرد

بـه چشم خسته‌ام افـسانه عشق

بـه دانشمند مـجلس گـو بـخوانـد

حـديث دلـكش جـانـانه عشق

مـبارك بـاد بـاغي كـانـدر‌ آن باغ

نـرويـد رستني جـز دانه عـشق

طـبـيـبـا مـرهـم دل‌هـاي خـستـه

طلب مي‌كن ز رحمت‌خانه عشق

استاد شاعر قبل از دوره اول مسافرت به خارج از كشور كه هنوز جواني حدوداً 20-25 ساله بود، با توانايي كامل از زبان فرانسه و انگليسي مطالبي را ترجمه مي‌كرد كه آثار نويسندگان بزرگي نظير اسكار وايلد از اين جمله بود و نمونه‌هايي از ترجمه‌هاي وي در كتاب شاهكارهاي ترجمه فارسي معاصر در سال 1339 هجري شمسي به انتخاب آقاي فرامرز برزگر گردآوري شده و توسط انتشارات كانون معرفت منتشر گرديد و در عين حال مي‌توان به ترجمه كتاب اصول روانشناسي، تأليف نرمان ل مان مراجعه كرد تا ميزان دقت در ترجمه و انتخاب برابرهاي فارسي مشاهده شود.
به هر حال مترجم عاليقدر خود را جداي از هموطنان و ديگر انسان‌ها نمي‌دانست لذا با نوشتن مقالات انتقادي همدردي خود را با هموطنان اظهار مي‌کرد، خواننده با کمي دقت در اين مقالات متوجه خواهد شد كه اين مقالات و نوشته ها، از يك طرف ديد نقادانه و از طرف ديگر ميزان تبحر و شناخت نويسنده را در زبان فارسي نشان مي‌دهد كه اين دو صفت خود موجب شد تا نثر استاد صناعي نيز در زمره نثرهاي فصيح قرار گيرد كه نمونه‌هايي از اين مقالات را مي‌توان در كتاب دو جلدي نمونه‌هايي از نثر فصيح فارسي معاصر مشاهده نمود كه به انتخاب آقاي دکتر جلال متيني و توسط انتشارات كانون كتاب و انتشارات زوار در سال 1338 و 1357 منتشر شده است.
البته قابل توضيح است مقالات فوق الذکر غير از مقالات علمي و تخصصي اين استاد فرزانه است كه در زمينه علوم تربيتي و روان‌شناسي نوشته شده و همچنين غير از مقالات منتشره در مجلات انگليسي زبان و فرانسه زبان است كه در خارج از كشور منتشر مي‌گرديد و اين موضوعات نشان‌دهنده اين مسئله است كه استاد دانشمند و فرزانه گرامي دكتر محمود صناعي علي‌رغم اقامت طولاني در خارج از كشور و ارتباط مداوم با فرهنگ بيگانه، هيچگاه پيوند خود را با وطنش و هموطنانش قطع نكرد و همواره مهر وطن در قلب او بود.
تعدادي از آثار و يادگارهاي مکتوب وي عبارتند از:
- آزادي فرد و قدرت دولت (تأليف)
- آزادي و تربيت (تأليف)
- اصول روانشناسي (ترجمه)
- يادي از استاد (ترجمه)
- روانشناسي آموختن (ترجمه)
- پنج رساله از افلاطون (ترجمه)
- چهار رساله از افلاطون (ترجمه)
- افلاطون (ترجمه)
- در آزادي (ترجمه)
- فرد در اجتماع (ترجمه)
پس از درگذشت اين دانشمند بزرگ و انسان فرهيخته در مجلات مختلف مطالبي ذكر كردند كه در تمامي مقالات و مطالب نوشته شده، نويسندگان عنوان کردند که وي يك انسان به معني واقعي کلمه يعني صادق، بي ريا و معتقد به فضايل انساني و بيزار از رذايل حيواني بود.
منابع:
1 – مجله آينده (سال 11 شماره 10–9) – ايرج افشار
2 – مجله آينده (سال 12 شماره 3–1) – ايرج افشار و منوچهر رفيعي
3 – مجله چيستا (سال سوم شماره 2) – حبيب الله قاسم زاده
4 – سيماي اراك– جلد چهارم– محمدرضا محتاط
5 – نام هاي ماندگار – دفتر اول – غلامعلي ولاشجردي فراهاني